سه راه کار برای انتقال از تبلیغات سنتی به نسل جدید تبلیغات

نسل جدید تبلیغات

هر ساله در دنیا هزینه های زیادی صرف تبلیغات می شود. در جدیدترین تحقیقات معلوم شده است که ۵۰ درصد این هزینه ها دور ریخته می شود. هم چنین با به میدان آمدن تبلیغات دیجیتالی ضریب اشتباه کمپانی ها به دلیل نا آشنا بودن با این پدیده بیشتر هم می شود.

جست وجوی این جمله در گوگل: «کدام رستوران بهتر است؟» در کثری از ثانیه میلیون ها اطلاعات را در اختیار خریداران می گذارد که می تواند تاثیر جدی در خرید آنها داشته باشد. این دسترسی به اطلاعات به شکل فزاینده ای موجب تغییر رفتار مصرف کنندگان شده است. این در حالی است که تبلیغات رایج هم چنان مانند پنجاه سال پیش، یک پیام یک طرفه است با صورت های زیادی خندان و زرق و برق های تجملی و شعارهای اغراق آمیز و کلیشه ای.

منظور این نیست که تبلیغات مرده است. تبلیغات به شکل غیر قابل انکاری یک ابزار به شدت قدرتمند می باشد. ما تنها بیش از حد توان از آن توقع داریم. ما باید بر روی تغییر مسیر این صنعت به سوی پیشرفت تمرکز کنیم. در ادامه پیشنهادهایی ارایه می شود برای منطبق شدن با نسل جدید تبلیغات.

۱. توجه خود را از معیارهای نمایشی به معیارهای متمرکز بر رشد کسب و کار تغییر دهید:

ما با معیار اشتباهی به مسایل نگاه می کنیم. همه ی ما این را می دانیم، اما به ندرت خواهان آن هستیم که یک معیاری مطابق با مسولیت پذیری واقعی و پیشرفت مسایل مربوط به رشد درآمد و سودآوری پیدا کنیم. ما نظر سنجی هایی را برگذار می کنیم تا فراخوان های تبلیغاتی را قضاوت کنیم. ولی چه اهمیتی دارد وقتی یک تبلیغ در یادها می ماند اما به دلیل بد بودنش؟ و آیا واقعا آن تبلیغ که به یاد مانده لزوما افزایش فروش را موجب شده؟

خوشبختانه یکی از ترندهای حیاتی این روزها مدل سازی اسناد خواهد بود. یکی از شرکت هایی که درحال حاظر در این زمینه فعالیت می کند C3Metric است. مدیر عامل این کمپانی آقای «مارک هوفز» می گوید «ما در گذشته به شکل وسیعی از معیارهای غلط در سنجش بازار استفاده می کردیم چون گزینه ی دیگری نداشتیم. اکنون ما این توانایی را داریم که به یک عدد کلیدی نگاه کنیم که متحد کننده ی مدیران ارشد مالی و مدیران ارشد بازاریابی است آن هم با فهمیدن این که تمامی جنبه های یک کمپین بر میزان سود دهی تاثیر می گذارد.»

اگر معیار سنجش خود را از چیزی نمایشی مثل میزان مشارکت در یک کمپین، به معیاری بیزنسی تر و قابل سنجش تر مثل «میزان سوددهی» تغییر دهیم، ما از تفکر قدیمی آزاد شده ایم تا به گونه ای متفاوت درباره تاثیرمان بر مشتری ها فکر کنیم.

۲. قسمت کوچکی از برند خود را نمایش دهید تا زندگی مصرف کننده را آسان تر کنید:

برای از میان برداشتن نقش رو به رشد تبلیغات، باید مثل یک «بازاریاب» فکر کنید و نه یک تبلیغاتچی، تمامی نقاط تماس را بررسی کنید تا یک ارزش گذاری صحیح برای مشتریان خود داشته باشید. ما باید این تجربه را برای مشتریان تا حد ممکن ظریف کنیم تا آن لحظه های حساس که بر انتخاب مشتری تاثیر دارد را بالا ببریم. برای مثال، بزرگ نمایی در مورد یک خدمات هواپیمایی می تواند موجب دل زده شدن مشتری بعد از تجربه ی واقعیت آن شود. درحالی که وقتی مشتری ها با چیزی بهتر و بیشتر از آنچه فکرش را می کردند مواجه می شوند، یک تجربه ی بی نظیر را به عنوان پیام تبلیغاتی برند شما، با خود به دنیای بیرون می برند.

۳. یک برنامه ی آموزشی ایجاد کنید:

به جای تمرکز بر تولید محتوای سرگرم کننده و تفریحی، ما باید در تلاش باشیم تا یک زمینه ی مناسب برای آموزش دادن به مشتریان خلق کنیم. به مخاطبان خود درباره ی تاثیرات پزشکی استفاده از فلان محصول خود آموزش دهید. یا این اطلاعات را در اختیار مخاطبانتان بگذارید که فاکتورهای حیاتی در صنعت شما چیست، به این شکل برند خود را به شکل اساسی با آن زمینه ی کاری پیوند داده اید.

نگاه کنید اپل با Genius Bar خود چه کرده است. با کمک کردن به مشتری ها تا به شکل موثرتری از محصولات اپل استفاده کنند، سفیران برند، قدرتمندتر می شوند. این گونه، وفاداری به یک برند و تمایز یک برند افزایش می یابد، و درنتیجه سود سهام آن برند نیز زیاد می شود.

برای تولید محتوای آموزشی برای شرکت، کمپانی، کارخانه، نام تجاری یا برند خود ابتدا ببینید که برند شما چه مشکلی را حل می کند، زندگی را چطور برای مصرف کنندگان آسان تر می کند، یا این که تحقیق کنید مشتریان شما هنگام استفاده از تولیدات یا خدمات شما با چه مشکلاتی مواجه می شوند و با آموزش دادن آنها این مشکلات را برایشان حل کنید.

تبلیغات نمرده است بلکه نیاز به تغییر و حمایت دارد.

خیلی می شنویم که دنیای تبلیغات تجاری دیگر از بین رفته است. اما این درست نیست. در دنیای امروز برندها ترجیح می دهند به جای تبلیغات پرهزینه در تلوزیون و بیلبوردهای شهری، بیشتر بر روی محبوبیت خود در میان شبکه های اجتماعی وقت بگذارند و یا خدمات خود را برای راحتی مشتریان افزایش دهند. اما همچنان تبلیغات جزیی از کار آنهاست اما چنان چه یک برند تمام زمان و  پول خود را به روی تبلیغات سرمایه گذاری کند و به همان اندازه سودآوری نداشته باشد از آن دست می کشد و راه های بهتری را انتخاب می کند.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookTweet about this on TwitterShare on LinkedIn